ناگفته های قتل فجیع دانش آموز تبریزی / گفتگو با مادر محمدامین

اخبار تماشایی
منتشر شده در 21 آبان 1399

در حالی که هجده روز از قتل این پسر نوجوان می گذردهنوز سرنخی از قاتل او در دست نیست و راز این جنایت هولناک فاش نشده است. آنچه محمد امین را در آخرین روزهای عمرش تا سر حد مریضی ترسانده بود چه بود؟ در این گزارش گفتگوی اختصاصی رکنا با مادر محمدامین بخوانید.به گزارش خبرنگار رکنا دوم آبان ماه امسالوقتی پدر و مادر محمدامین از خواب بیدار شدند فکرش را هم نمی کردند چه واقعه هولناکی در انتظار آنهاست.


درست از همان روز جمعهکه خانواده محمد امین می خواستند برای صرف صبحانه به خانه مادربزرگ او بروند ناپدید شدن ناگهانی محمد امین نه تنها برنامه روز جمعه خانواده را بر هم زدبلکه از آن روز تا حالا آرامش و خواب و خوراک را از پدر و مادر محمدامین گرفت.حالا غمی بزرگ روی شانه های آنها سنگینی می کند که شاید تا آخر عمر همراهشان باشد.چرا محمد امین از خانه بیرون رفت؟

مادرمحمد امین بی تاب و بیقرار است.حرف هایش را با گریه و گلایه آغاز می کند.سکوت می کنم تا حرف بزند و آرام شود.داغی که بر دل دارد با چند دقیقه حرف زدن کم نمی شود اما کمی که از بیقراری اش کم می شود در مورد روز حادثه می گوید:«آن روز جمعهمی خواستیم به خانه مادرم برویم.تازه از خواب بیدار شدیم و داشتیم کم کم آماده می شدیم که متوجه شدم محمد امین سرجایش نیست.اول فکر کردم شاید برای خرید نان بیرون از خانه رفته باشد.هر چند سابقه نداشت بدون ما از خانه خارج شود اما این تنها احتمالی بود که در آن لحظه دادم.فکر می کردم شاید دیده که گاهی اوقات صبح جمعه برای خرید نان می روم و حالا خواسته یک بار هم او نان بخرد.با پدر اوآماده شدیم و سریع از خانه بیرون رفتیم که دنبال پسرم بگردیم.نانوایی نزدیک نبود و حتما باید با ماشین می رفت.خیابان های اطراف را گشتیم.خبری از محمدامین نبود.سریع خودمان را به کلانتری رساندیم و موضوع گم شدن پسرمان را اطلاع دادیم.به ما گفتند که عکس و شناسنامه محمدامین را به کلانتری ببریم.برای همین دوباره به خانه برگشتیم.همسرم از همسایه خواست که دوربین ساختمان را چک کند.آخرین تصویر ضبط شده از محمدامین نشان می داد که او ساعت نه و بیست دقیقه صبح از خانه خارج شده بود.»


چاقو کنار جسد محمد امین بود

وقتی همسایه متوجه گم شدن محمدامین شدهمراه خانواده او شروع کرد به گشتن محل تا شاید ردی از پسر نوجوان پیدا کند.


یکدفعه صدای فریاد همسایه برخاست.مادر محمدامین در ادامه می گوید:«روبروی خانه ما یک مدرسه است.همسایه مان پشت دیوار مدرسه رفت و از وحشت شروع به فریاد زدن کرد.ما سراسیمه خودمان را به او رساندیم.جسد محمدامین کنار دیوار مدرسه بود و چاقویی که پسرم با آن به قتل رسیده بود به دیوار تکیه داده شده بود.اما یک قطره خون هم روی زمین نریخته بود.»


پزشکی قانونی در گزارش معاینه جسد گفته است که محمدامین با هفت ضربه چاقو به قتل رسیده است که یکی از ضربه ها به قلب او اصابت کرده بود.


محمدامین مورد تهدید چه کسی قرار گرفته بود؟مادر محمدامین در مورد حالت های پسرش در روزهای آخر عمرکوتاه او می گوید:«چند روزی بود که محمدامین حال خوبی نداشت.غذا نمی خورد و در روز چندین بار بالا می آورد.او را به دکتر بردیم و تشخیص پزشک این بود که او به شدت از چیزی ترسیده است.اول فکر کردم پسرم سرماخورده یا کرونا گرفته است اما بعد فهمیدم که او خیلی ناراحت بود.دکتر می گفت انگار کسی او را تهدید کرده است و از ما خواست او را نزد روانپزشک ببریم.»


مادر محمدامین در ادامه گفت:«پسرم هیچ وقت تنهایی جایی نمی رفت.اگر می خواست به مدرسه یا کلاس زبان یا باشگاه برودخودمان او را می بردیم.رابطه خیلی خوب و دوستانه ای با پدرش داشت و خصوصی ترین رازهایش را هم به پدرش می گفت.نمی دانم چه اتفاقی برای او افتاده بود.»


خانواده محمدامین نمی دانند راز نگفته او چه بوده است.مادر او در ادامه می گوید:«پدر محمدامین در کار ساخت و ساز ساختمان است.ما با هیچ کسی مشکل و کدورت نداشتیم.عده ای گفته اند شاید اختلاف پدر محمدامین باعث شده کسی سر او ین بلا را بیاورد اما چنین چیزی به هیچ وجه حقیقت ندارد.


خانواده محمدامین از روند رسیدگی به پرونده شکایت دارند.مادر محمدامین می گوید:«ما پدر و مادر داغداری هستیم که با قرص و دارو خودمان را سرپا نگهداشته ایم.در این شرایط روحی باید خودمان برای انجام کارهای اداری پرونده شخصا به اداره های مختلف برویم.الان هجده روز از قتل پسرمان می گذرد و هنوز هیچ ردی و سرنخی از عامل این جنایت در دست نیست.»

دیدگاه کاربران