اربعین اومده و دلا پریشونه (فارسی-عربی) | میثم مطیعی

تلاوت قرآن
منتشر شده در 04 آبان 1397

اربعین اومده و دلا پریشونه، حسین جانم


عالمی برای تو بی سروسامونه حسین جانم


همه کوله بارشون و یک به یک بستن، سفر کردن


فطرس ملک داره چاووشی میخوونه: حسین جانم


زائر کربلا / دست بذار رو زانو یاعلی بگو پاشو


زائر کربلا / مثل قطره سوی دریا برو دریا شو


زائر کربلا / دم به دم؛ قدم قدم زائر آقا شو


(ثارالله ثارالله لبیک یا ابا عبدالله)


دل به جاده می زنن دوباره زینب ها، حسین مولا


نغمه ی یا فاطمه نرفته از لب ها، حسین مولا


این زمین بازم به یاد اسرا انگار


میشه پرستاره از آبله ها، شب ها، حسین مولا


زیاره الحسین / یعنی اقتدا به شاه کربلا کردن


زیاره الحسین/ یعنی کار زینبی برا خدا کردن


زیاره الحسین / یعنی هر قدم برا یمن دعا کردن


(ثارالله ثارالله لبیک یا ابا عبدالله)


قطره ایم و با عنایت تو دریاییم حسین مولا


واسه جون دادن به راه تو مهیاییم، حسین مولا


راه کربلا رو خون شهدا وا کرد، چه غوغا کرد


اربعینا سر سفره شهیداییم حسین مولا


توو راه انقلاب/ مرد و زن؛ پیر و جوون؛ همه علمداریم


سازش نمی کنیم/ هیچ امیدی واسه دشمنا نمی ذاریم


با سعی و صبرمون/ بانگ " عجل لولیک الفرج" داریم


(ثارالله ثارالله لبیک یا ابا عبدالله)


آهِ یا زینبُ یا زینبُ یا زینبْ ..أَغِیْثِینی


آه ای زینب ای زینب ای زینب... بفریادم برس


إنَّنی أسألُ یا زینبُ یا زینبْ ... أَجِیبینی


من از تو درخواست کمک دارم... جواب مرا بده


أینَ عباسُکِ یا زینبُ یا زینبْ ؟... و دُلِّینی


ای زینب! عباس تو کجاست؟.. به من نشانش بده


هل بَقَی یَحْرِسُ خَیْماتِکِ یا زینبْ.. .بِلا عَینِ ؟!!


آیا هنوز بدون چشم، از خیمه هایت پاسداری می کند؟


جَرَی الَّذی جَرَی ... و أتاکِ الأربعینُ یُرْجِعُ الذِّکری


شد آنچه شد... اربعین آمد و خاطراتت زنده می شود


أتْعَبَکِ السُّری ... و قَضَیْتِ العُمرَ بالأحزانِ کالزَّهرا


اندوه تو را خسته کرده است... و تو عمرت را چون زهرا با حزن گذراندی


قُلتِ :" کما تَرَی ... یا أخی عُدْتُ من السَّبیِ مع الأسْری "


تو گفتی: "برادرم... همانطور ک میبینی به همراه اسرا از اسارت برگشتم"


(یا زهرا ..یا زهرا ... إنَّ أَخی قد بقی عُریانا)


یا زهرا یا زهرا... برادرم عریان ماند


زینبیاتُ الهوی قد جِئنَ " مَشایَّه " ...کَما زینبْ


کسانی که هوای زینب در سر دارند، "پیاده" آمده اند... مانند زینب


ولسانُ الحالِ " یا زینبْ إِلِشْ جَایَه ... اِبْدَمِعْ یِلْهَبْ "


و زبان حالشان این است "یا زینب به سوی تو می آییم... و اشک سوزان از چشمان ما جاری است


و الحجابُ الزینبیُّ لهمُ رایهْ ...رِضاً للرَّبْ


پرچم آنها حجاب زینبی است... برای رضای خداوند


هُنَّ مِعراجُ رجالِ اللهِ للغایهْ ..بِوقتِ الحَربْ


آنها معراج مردان خدا در راه هدف هستند... در زمان جنگ


نَهجیَ زینبیْ ..بحجابی و عَفافی و شَجاعتی


شیوه زندگی من زینبی است... با حجابم و عفافم و شجاعتم


أَدْعَمُ مذهبیْ...وهو یَحمینی و یَحمی لی مَکانتی


از مذهبم دفاع میکنم.... و او مرا وجایگاهم را حفظ می کند


أختاهُ فارغَبی ... فی الحجابِ فهو تاجٌ من کَرامهِ


ای خواهرم به حجاب روی بیاور... که حجاب تاج کرامت است


یا زینب ..یا زینب ... إنَّ أخاکِ قَضَی عُطشانا


یا زینب... یا زینب... برادرت تشنه شهید شد


شاعر فارسی: علی اکبر لطیفیان


شاعر عربی: احمد حسن الحجیری از بحرین


http://meysammotiee.ir/post/1551

دیدگاه کاربران